عکس و بیوگرافی روح الله مفیدی و همسرش

0
60
عکس و بیوگرافی روح الله مفیدی و همسرش
عکس و بیوگرافی روح الله مفیدی و همسرش

در عکس و بیوگرافی روح الله مفیدی و همسرش شما همراهان عزیز سایت عکس نوشته با یکی دیگر از پیش کسوتان و خورشید های آسمان سینمایی ایران که امروز غروب کرد آشنا خواهید شد و بیشتر با روح الله مفیدی و سبک زندگی او آشنا خواهید شد و همچنین به علت مرگ وی هم پاسخ داده شده است.

عکس و بیوگرافی روح الله مفیدی و همسرش

بیوگرافی روح الله مفیدی (Rooholah Mofidi) و همسرش با عکس قبل و بعد از انقلاب تا ناگفته ها و علت فوت و بیماری اش را می خوانید

روح الله مفیدی متولد 7 مرداد 1308 در یزد، بازیگر سینما و تلویزیون است

دوره دیده سازمان هواشناسی می باشد که فعالیت خود را از تئاتر قبل انقلاب شروع کرد سپس وارد چهره پردازی شد و حالا مجسمه ساز و نقاش هم می باشد

از یزد تا تهران

روح الله مفیدی در روستای نصرآباد یزد به دنیا آمد، ابتدایی را در دبستان بدر و سیکل را در دبیرستان مارکار یزد طی کرد و همزمان با مدرسه نقاشی را با حمایت مادرش یاد گرفت تا اینکه برای سیکل دوم متوسطه به تهران مهاجرت کرد

در تهران ساکن خانه عمویش شد و در آموزشگاه شبانه روزی خوارزمی تحصیل کرد و همزمان در مغازه آجیل فروشی یکی از اقوام کار می کرد و نقاشی سیاه قلم می کشید

خانی دایی سریال مراد برقی

او در سریال مرادبرقی نقش خان دایی را ایفا میکرد.

علاقه به هنر از کودکی

در زمان ۵ الی ۶ سالگی ام، در یزد تئاتر نبود و فقط یک سالن سینما در یزد وجود داشت.
در آن زمان دایی ام خیلی به سینما می رفت و او به همراه دیگر بچه ها تئاتر کار می کرد
بعد از مدرسه در دوره دبیرستان به انجمن ادبی میرفتم و آنجا نقاشی، پیش پرده خوانی را نشان می دادم.

ماجرای شروع بازیگری

سال 1327 وقتی 19 ساله بود به دنبال آگاهی پذیرش هنرجو در تئاتر تهران تست داد اما به دلیل کوتاهی قد رد شد ولی بخاطر استعداد به جامعه هنری باربد معرفی شد

بعد از مدتی اولین بار در پاییز 1327 با نمایشی از اسماعیل مهرتاش روی صحنه رفت که بخاطر بازی زیبا توسط نویسنده نمایشنامه مورد تقدیر قرار گرفت.

علت لقب گریمور هاونگی روح الله مفیدی

آن موقع حتی مواد گریم از خارج هم وارد نمی شد و همه کرم های صورت را خودم می ساختم. بعدا هم که وارد می شد من چون روشش را بلد بودم خودم مواد را درست می کردم و نزد دیگران به گریمور هاونگی معروف شدم، چون همیشه یک چیزی را در هاونگ می سابیدم

از چهره پردازی تا سربازی

بعد از مدتی در کنار بازیگری زیر نظر نصرت الله کریمی، هنر چهره پردازی را فرا گرفت تا اینکه به مدت 2 سال برای گذراندن خدمت سربازی فعالیت اش کم شد

هدفم پول نبود و فقط مردم شادی باشند

وقتی وارد دنیای هنر شدم هدفم نه پول بود نه شهرت.
راستش را بخواهید فقط دوست دارم مردم شاد باشند.
الان هم که بازی نمی کنم هر جا بروم با مردم خوش و بش می کنم.
اگرچه از این راه درآمد داشتم و مردم هم به من لطف می‌کنند اما من هدفم این نبود. زمان ما مثل امروز به بازیگری نگاه نمی شد.

اولین بازی جلوی دوربین

بعد از خدمت در سال 1332 که 24 ساله بود در فیلم «پریچهر» به کارگردانی فضل الله بایگان برای اولین بار جلوی دوربین رفت

برای اینکار هزار تومان که دستمزد زیادی بود دریافت کرد، ناگفته نماند تدوین، چاپ و ظهور این فیلم در کشور آمریکا صورت گرفت

استخدام در هواشناسی

بعد از سربازی کنار فعالیت هنری به پیشنهاد دوستی برای استخدام هواشناسی رفت و قبول شد سپس دوره های آموزشی را گذراند و به یزد منتقل شد

بخشی از درآمدم از بازیگری و کار گریم بود اما من در اداره هواشناسی هم کارمند بودم و بازیگری و هنر را فقط به خاطر علاقه ام انجام می دادم.

بعد از خدمت سربازی در صدد بودم، در یک شغل اداری استخدام بشوم
روزی در تئاتر کسی به من گفت: اداره هوا شناسی استخدام می کند و بعد از کلاس های آموزشی هر کسی را به شهر خود برای مدتی می فرستند تا ایستگاه هوا شناسی در آن شهر تاسیس شود.
بلاخره استخدام شدم و بعد از دوره آموزشی به یزد منتقل شدم و در حدود ۳ سال در یزد بودم و بعد از ازدواجم به بخش اداره هواشناسی تهران منتقل شدم.
البته در آن زمان همسرم از من خواست ادامه تحصیل در رشته ریاضی بدهم و من موقع به دنیا آمدن اولین فرزندم، داشتم امتحان می دادم و حتی همسرم مرا مجبور کرد که کنکور برای ورود به دانشگاه هنرهای دراماتیک بدهم ، اما ادامه ندادم

بعد از مدتی از هواشناسی در یزد به تهران آمدم و کارم را با گریم در «عصر طلایی» شروع کردم.

ازدواج تا درخشش

بعد از استخدام در نهایت ازدواج کرد و در سال 1336 به اداره هواشناسی تهران برگشت و در کنار آن شروع به فعالیت در تلویزیون تازه تاسیس بعنوان گریمور و بازیگر کرد

با بازی در سریال «مراد برقی» سال 1352 با سریال «دایی جان ناپلئون» سال 1355 نقش ماندگاری از خود بجای گذاشت

فرزندان روح الله مفیدی

همه بچه هایم در کودکی بازیگری را تجربه کردند ولی همه شان شاگرد اول مدرسه بودند و متوجه شدم از درس شان عقب می افتند.

نگذاشتم فرزندانم بازیگر شوند

کسانی که عمرشان را در این کارها می گذرانند، می دانند هنر برای آدم نان و آب نمی شود. به همین خاطر نخواستم بچه هایم آینده شان را به خاطر بازیگری به خطر بی اندازند.
اتفاقا به حدی علاقه داشتند که کم کم داشت همه وقت شان به بازی و نمایش اختصاص پیدا می کرد
به همین خاطر دیگر اجازه ندادم دنبال کنند.
من روزی که ازدواج کردم بازیگر بودم ولی بعد از چند سال در اداره هواشناسی کارمند شدم

احضار به دادگاه

بعد از انقلاب 1357به همراه مهناز (بازیگر)، زنده یاد نعمت الله آغاسی و حسن شجاعی به دادگاه فرا خوانده شد سپس از آنها بصورت کتبی تعهد گرفتند تا بازی نکند

می گوید 9 سال ممنوع الچهره بودم و فقط کار گریموری می کردم، تا اینکه وقتی داشتم فیلمی را بازی می کردم، اواسط کار میخواستند جلوی بازی من را بگیرند که دیگر موفق نشدند

 

فعالیت بعد انقلاب

در سال 1364 بازی او در فیلم تنوره دیو به کارگردانی کیانوش عیاری سانسور شد اما از سال 67 برای بازی در فیلم «روز باشکوه» دیگر منعی نداشت

ایشان سپس سال 1369 در سریال «میهمان» برای تلویزیون بازی کرد

 

دیگر فعالیت های هنری

این استاد بازیگری در حال حاضر بیش از 100 تابلوی رنگ روغن با موضوعات متنوع دارد که برخی از آنها در موزه هنرهای معاصر نگهداری می شود

تعداد قابل توجهی مجسه و عروسک از جمله مجسمه دیو سفید از آثار اوست

سلامتی بخاطر نظم

بدن ما مثل ماشین است و اگر ماشینی را که داریم روی دستور با او کار کنیم، خوب کار می کند و عمرش بالاست، ولی اگر اصولی کار نکنیم، موتور می سوزاند.

من از وقتی که کار تئاتر انجام می دادم، نظم داشتم چه در مورد خورد و خوراک و حتی نماز خودم را خواندم، اگر چه اوایل انقلاب به دلایلی برای مدتی از نماز دل زده شدم، ولی دوباره نمازم را ادامه دادم

بازیگر خوب زیاد داریم

بازیگران خوب زیاد داریم ولی فاطمه معتمد آریا در زمره بانوانی است که فیلم های تاثیرگذار و سخت را خیلی خوب بازی می کند.

پرویز پرستویی، محمود پاک نیت، فرهاد اصلانی و دیگر هنرمندانی که که واقعا تعدادشان زیاد است، در بین جوان ها هم مهدی پاکدل و شهاب حسینی خوب بازی می کنند

برای نمایش «لیلی و مجنون» استاد اسماعیل مهرتاش در تئاتر رفتیم و به این شرط در «جامعه باربد» پذیرفته شدیم که برای تئاترهای دیگر حق نداشتیم کار بکنیم.
بلاخره زودتر از دوستانم به من نقش دادند و بازی ام با تئاتر شروع شد

خبری از من نمیگیرند

از هیچ کدام همکارانم خبر ندارم. اگر کاری پیش بیاید شاید همدیگر را ببینیم.
قدیم هم همینطور بودم از همان سال ۲۷ که تئاتر را شروع کردم به محض اینکه از کار فاصله می گرفتم دیگر با کسی کاری نداشتم
آدم ها وقتی جلوی چشم همدیگر نباشند ناخودآگاه از ذهن ها هم می‌روند و این اصلا چیز عجیبی نیست و من گلایه ای ندارم که کسی از همکارانم سراغ من را نمی گیرد.

علت فوت روح الله مفیدی

استاد روح الله مفیدی روز جمعه 24 تیر 1401 بعد از مدتی مبارزه با بیماری سرطان در نهایت دار فانی را در 93 سالگی وداع گفت

مهاجرت به تهران

بعد از ترک تحصیل خودم را به تهران رساندم و در منزل عمویم ساکن شدم.
در تهران در آجیل فروشی یکی از اقوام مشغول به کار شدم و یک عکس بزرگ از خودم را به صورت سیاه قلم پشت شیشه مغازه گذاشتم، بعد ها همه کسبه بازار عکس می می آوردند تا از عکس آن ها برایشان نقاشی بکشم.

آگهی هنرجوی تئاتر

روزی یک روزنامه به دستم رسید که نوشته بود، «تئاتر تهران هنرجو می پذیرد».
من درب مغازه را بستم و به تئاترهای لاله زار رفتم، روی درب یکی از تئاترها نوشته بود «به بازیگر بچه و کوچک نیاز نداریم»، منم با این شرایط بودم، بلاخره به داخل آن تئاتر رفتم و به من یک شعر «شمع و پروانه» سعدی و یک مونولوگ «هاملت» دادند که بروم تمرین کنم و بعد از ۲۰ روز برای امتحان بیایم.
زنده یاد رفیع حالتی از من امتحان گرفت، به همه موارد نمره خوب داد، ولی اندازه قدم را صفر داد و مرا به خاطر کوتاهی قدم قبول نکردند.

کار سینمایی

● یه حبه قند – 1390
● یک جیب پر پول – 1388
● سرحد – 1375
● شب روباه – 1375
● الو!الو! من جوجوام – 1375
● دیوانه‌وار – 1373
● رویای نیمه شب تابستان – 1373
● سفر بخیر – 1373
● ضربه آخر – 1372
● یک مرد یک خرس – 1371
● جیب‌برها به بهشت نمی‌روند – 1370
● دندان طلا – 1370
● راه و بیراه – 1370
● حکایت آن مرد خوشبخت – 1369
● مهاجران – 1369
● روز باشکوه – 1367
● تنوره دیو – 1364
● پاییزان – 1360
● پسرک – 1355
● کلک نزن خوشگله – 1355
● وقتی که آسمان بشکافد – 1355
● رقیب – 1354
● هیچکی بابا نمیشه – 1354
● تشنه‌ها – 1353
● دروغگوی کوچولو – 1353
● مراد برقی و هفت دخترون – 1353
● مرغ همسایه – 1353
● تنگسیر – 1352
● خیالاتی – 1352
● دل خودش می خواد – 1352
● عیالوار – 1352
● محلل – 1352
● حسن سیاه – 1351
● حکیم‌باشی – 1351
● شیر تو شیر – 1351
● صمد و سامی، لیلا و لیلی – 1351
● بدنام – 1350
● راز درخت سنجد – 1350
● بیست سال انتظار – 1345
● مأمور دو جانبه – 1345
● مرد ده میلیون تومانی – 1345
● افسانه دهکده – 1343
● انسان‌ها – 1343
● چهار تا شیطون – 1343
● گل گمشده – 1341
● دختر همسایه – 1340
● پریچهر – 1330

 

کار تلویزیونی

● آب پریا – 1392
● هفت سین – 1391
● بچه های بهشت – 1389
● عملیات 125 سری اول – 1387 – 1394
● حلقه گمشده (سیمای یزد) – 1385
● کلانتر 2 – 1384
● مدرسه خورشید – 1381
● چراغ جادو – 1379–1380
● همدوماد (سیمای یزد) – 1379
● آقا اجازه! – 1379
● هتل – 1377 – 1378
● فکر پلید – 1377
● فروشگاه – 1375–1374
● زائر غریب – 1374
● مرد قانون – 1374
● شلیک نهایی – 1374
● همسران (بازیگر مهمان) – 1373
● آینه عبرت (برگ‌ریزان) – 1370
● گل پامچال – 1370
● میهمان – 1369–1368
● دایی جان ناپلئون – 1355–1354
● مرد اول – 1355
● خانه بی‌زن – 1355
● خانه‌به‌دوش – 1352

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید