عکس و بیوگرافی جواد گلپایگانی و علت زندانی شدن

بیوگرافی جواد گلپایگانی و همسرش با علت زندانی شدن و ناگفته هایی از زندگی شخصی و هنری به همراه عکس های این بازیگر را در مجله اینترنتی عکس نوشته ببینید.

0
61
عکس و بیوگرافی جواد گلپایگانی و علت زندانی شدن
عکس و بیوگرافی جواد گلپایگانی و علت زندانی شدن

در عکس و بیوگرافی جواد گلپایگانی و علت زندانی شدن شما همراهان عزیز سایت عکس نوشته قرار هست با یکی دیگر از بازیگران سابق سینمایی ایران و تلویزیون اشنا بشوید بله آقای جواد گلپایگانی با حاشیه های جدید.

عکس و بیوگرافی جواد گلپایگانی و علت زندانی شدن

  • نام: جواد
  • نام خانوادگی: گلپایگانی
  • تولد: ۲۶ اسفند ۱۳۲۹
  • مدرک تحصیلی: دیپلم فنی

زندگینامه جواد گلپایگانی

جواد گلپایگانی متولد بیست و ششم اسفندماه سال 1329 در گلپایگان، تهیه کننده و بازیگر است.

اهل گلپایگان می باشد و در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده و  پنج برادر و سه خواهر دارد.

آغاز فعالیت هنری

از دوران دبیرستان در تئاترهای مدرسه شرکت می‌کردم و در همان زمان هم به خاطر عشقم به این کار خیلی زیاد به سینما می‌رفتم.

آن زمان یکی از اقوام‌مان به نام غلامرضا گمرکی تهیه‌کننده سینما بود و به من پیشنهاد داد تا با هم یک فیلم بسازیم، البته این فیلم مجوز اکران نگرفت تا ‌سال ۵۷ که دو فیلم ساختم و در فیلم زر خرید هم به کارگردانی رضا صفایی بازی کردم.

مخالفت پدر با بازیگری

پدرم بشدت مخالف بود، اما بعد از این‌که فوت کرد، اختیار افتاد دست خودم و در واقع من بعد از فوت ایشان پا به عرصه بازیگری گذاشتم.

شغل اصلی

سال ١٣٥٤ نمایندگی ایران خودرو داشتم. خودرو‌های ایسوزو، تویوتا و فیات وارد می‌کردم.

رضا گمرکی هم علاوه بر نسبت فامیلی که با من داشت کارمندم بود و همان موقع بود که پیشنهاد داد در کنار کارم تهیه‌کنندگی فیلم‌های سینمایی را هم انجام دهم.

جواد گلپایگانی و بهنوش بختیاری
جواد گلپایگانی و بهنوش بختیاری

شهرت با سریال آینه عبرت

وی با بازی در نقش آتقی در «سریال آینه عبرت» تبدیل به یکی از معروف‌ترین بازیگران ایرانی شد.

از نظر شهرت، اگر چه اکثریت مردم، جواد گلپایگانی را به عنوان بازیگر می‌شناسند، اما او تهیه‌کننده دو فیلم قابل اعتنا و خوش ساخت «شیلات، رضا میرلوحی» و «نقطه ضعف، محمدرضا اعلامی» نیز بوده است.

علت زندانی شدن

ماجرا از این قرار است که اواخر دهه هفتاد تصادف کردم که طی این تصادف یک نفر کشته و دیگری به شدت زخمی شد و چون ماشینی که سوار بودم بیمه نداشت و پولی نداشتم که بیمه را پرداخت کنم به زندان رفتم.

ماجرای کلاهبرداری

در همان زمان من یک بنگاه خرید و فروش ماشین داشتم که به صورت نسیه ماشین ها را به مردم می فروختم درست مثل همین حالا که فروش نسیه ماشین ها را لیزینگ می گویند و چون نسیه ماشین می فروختم دست مردم چک داشتم.

وقتی به زندان رفتم نتوانستم تعهداتی که به مردم داشتم ادا کنم بنابراین مجموع بدهی هایی که به مردم داشتم به اسم کلاهبرداری همه جا گفته شد درحالی که من کلاهبردار نبودم فقط بدشانسی آوردم.

آزادی با کمک ستاد دیه

در بهمن ۱۳۹۳ اعلام شد که با کمک ستاد دیه و خیرین گلپایگانی همه بدهی‌های او داده شده و او از زندان آزاد شده‌است.

نامزدی انتخابات ریاست جمهوری

وی با شعار ریشه کن کردن مواد مخدر در انتخابات سال ۱۳۹۶  به عنوان کاندید انتخابات نام‌ نویسی کرد؛ ولی صلاحیتش تأیید نشد.

آرزو دارم به سینما برگردم

آرزو دارم به سینما برگردم. اصلا عشق من سینما است چون سینما در خون من است و هر کسی که سینما درخونش باشد دوست دارد به سینما برگردد پس من هم دوست دارم به حرفه اصلی ام یعنی بازیگری برگردم.

ازدواج

سال 55 زمانی که 25 سالگی‌ام را پشت‌سر گذاشتم ازدواج کردم. حاصل ازدواج من یک پسر و دو دختر است. یکی از دخترهایم ازدواج کرده و نوه کوچکی دارم که عشق من است.

پسرم خواننده است و یکی از دخترهایم ازدواج کرده و دختر دیگرم در خانه خودمان است.

جواد گلپایگانی

فیلم ها و سریال ها

سریال های آتیه، برگریزان و آینه عبرت سریال هایی است که جواد گلپایگانی در آنها بازی کرده است. او همچنین سابقه بازی در ۷ فیلم سینمایی را نیز دارد که شامل فیلم های زیر می شود:

  • آقای شانس (۱۳۷۳)
  • مزدوران (۱۳۶۳)
  • نقطه ضعف (۱۳۶۲)
  • عصیانگران (۱۳۶۰)
  • شجاعان ایستاده می‌میرند (۱۳۵۹)
  • باغ بلور (۱۳۵۷)
  • زرخرید (۱۳۵۷)

مصاحبه جواد گلپایگانی

متولد چه سالی هستید؟

۲۶ اسفند ۱۳۲۹ در گلپایگان به دنیا آمدم

شروع بازیگری

شاید مردم من را به عنوان بازیگر بشناسند اما من قبل از اینکه بازیگر باشم یک تهیه کننده هستم
اولین کار هنری ام فیلمی بود که در سال ۱۳۵۰ با رضا گمرکی کار کردم اما مسئولان وقت اجازه ندادند فیلم پخش شود.
سال ۵۷ که دو فیلم ساختم. بعد از انقلاب «شجاعان ایستاده می میرند» عباس کسایی، «مزدوران» مرحوم جهانگیر جهانگیری و «شیطان» اکبر صادقی را ساختیم.

فروختن خانه برای فیلم

من برای هنر ارزش قائلم و آن را دوست دارم و حتی چندین بار برای هنر، به زندگی ام چوب حراج زدم و کلی زیر قرض و بدهی رفتم.
یک بار سر فیلم آقای شانس که تهیه کننده بودم با بازی اکبر عبدی، به خاطر اینکه این فیلم فروش خوبی نداشت، مجبور شدم خانه ام را بفروشم و اجاره نشین شوم

آیینه عبرت

محمود دینی بازیگر نقش علی که از دوستان خوبم بود به من پیشنهاد داد که نقش آتقی که فردی مسن و معتاد است را بازی کنم.
من برای ایفای نقش «آتقی» خیلی تلاش کردم. البته من یک شرکت لیزینگ خودرو هم داشتم. آن موقع شرکتم در خیابانی بود که هر روز افراد معتاد زیادی را در آنجا می دیدم و تمام رفتار و حرکاتشان را زیر نظر داشتم تا بتوانم از این رفتارها در نقش آتقی استفاده کنم.

نمایشگاه خودرو

من خودروهایی مثل ایسوزو، تویوتا و فیات می فروختم.
البته قبل از اینکه خودم شرکت لیزینگم را راه اندازی کنم با برادرهایم یک شرکت لیزینگ خودروهای سنگین داشتیم.

حوادث تلخ زندگی

تابستان سال ۸۰٫ من در گلپایگان یک کارخانه داشتم و هر از گاهی از تهران به آنجا می رفتم. روز حادثه از گلپایگان در حال بازگشت به تهران بودیم.
بعد از عوارضی بود که ناگهان یک پیرمرد ۷۴ ساله از وسط جاده سردرآورد و متاسفانه با او تصادف کردیم و پیرمرد فوت کرد.
باید پول دیه را که حدود ۷۰ میلیون تومان می شد پرداخت می کردم اما توان پرداخت آن همه پول را نداشتم و سر از زندان درآوردم.
۶ ماه به زندان افتادم و بعد با قید ضمانت آزاد شدم و با خانم جوان دیگری را با ماشین زیر گرفتم و مشکلاتم چند برابر شد.

تصادف دوم

در سال ۸۲ با خودروی پراید خودم در خیابان سهروردی با او تصادف کردم.
در این حادثه خانم جوان دچار آسیب شد و از بد روزگار خودروی خودم هم بیمه نداشت و دادگاه مرا به پرداخت حدود ۶ میلیون تومان دیه محکوم کرد

ورشکستگی

شرکتم به خاطر اینکه نتوانستیم به آن رسیدگی کنیم همان موقع ورشکست شد
مقداری زمین و خودرو نزد یکی از آشنایانمان داشتم اما او سرم کلاه گذاشت.

کلاهبرداری
مربوط می شود به سال ۶۳ که بانک صادرات چند قطعه زمین و خودرو را برای فروش به مزایده گذاشته بود و من در این مزایده برنده شدم اما زمانی که قرار بود سندها به نامم بخورد مشکلی برایم پیش آمد و مجبور شدم سندها را به نام یکی از اقوام نزدیکمان که آدم موجهی بود بزنم.

پس از آن، وقتی ماجرای دیه و زندان پیش آمد سراغ فامیلمان رفتم اما کلا منکر ماجرا شد و گفت حاضر است در ازای ۹۰ میلیون تومان، همه سندها را به نامم بزند.

سه بار سکته

از سال ۸۰ در زندان بودم زندان انسان را به مرور زمان از بین می برد و کم کم جانش را می گیرد.
در این چندس ال به خاطر تحمل فشارهای روحی و روانی، ۳ بار سکته کردم و تا پای مرگ رفتم اما خدا دوستم داشت و دوباره به زندگی بازگشتم

کار هنری در زندان

در این دوران ۵ تا فیلم هشداری با موضوع طلاق، مواد و کلاهبرداری ساختم

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید