خانه عکس نوشته جدید عکس نوشته عاشقانه عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد

عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد

0
66
عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد

در عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد می توانید شاهد عکس نوشته عاشقانه زیبا و عکس نوشته شاد همراه با متن باشد و …

عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد

آن  قصر  که  بهرام  درو جام  گرفت عاشقانه
آهو   بچه   کرد  و  رو  به  آرام رفت
بهرام   که  گور  می گرفتی   همه  عمر
دیدی   که  چگونه  گور  بهرام گرفت؟
هر ذره که بر روی زمینی بوده است
خورشید رخی زهره جبینی بوده است
گـرد از  رخ  آستین  بـه  آزرم  افشان
کـان هم رخ خوب نازنینی بـوده است

عکس نوشته عاشقانه عشق بچه بازی نیست

عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد
عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد

امروز   که   نوبت   جوانی  من   است
می نوشم از آن که  کامرانی  من   است
عیبم نکنید گرچه  تلخ است خوش است
تلخ است  از آن که  زندگانی  من  است

بسیار  بگشتیم   به    گرد   در  و  دشت
اندر    همه      آفاق    بگشتیم    بگشت
کس   را   نشنیدیم   که   آمد   زین  راه
راهی   که   برفت  ،  راهرو باز نگشت

عکس نوشته عاشقانه سعدی

عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد
عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد

ای بی خبران شکل مجسم هیچ است
وین طارم نه  سپهر ارقم  هیچ  است
خوش باش که در نشیمن کون و فساد
وابسته یک دمیم و آن هم هیچ  است

دنیا  دیدی  و هر چه  دیدی هیچ  است
و آن نیز که گفتی و شنیدی  هیچ  است
سـرتاسـر  آفـاق   دویـدی  هیـچ   است
و آن نیز که در خانه خزیدی هیچ است

عکس نوشته عاشقانه دلت با من نیست

عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد
عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد

چون  نیست ز هر چه  هست  جز بـاد  بدست
چون هست ز هر چـه هست نقصان و شکست
انـگار  که   هســت  هـر چه  در عـالم  نیست
پندار کــه  نـیست  هــر چـه  در عـالم  هــست

تا  کی  ز چراغ  مسجد  و دود  کنشت؟
تا  کی  ز زیان دوزخ  و  سود  بهشت؟
رو  بر  سر  لوح   بین  که استاد  قضا
اندر ازل  آن   چه بودنی است ، نوشت

عکس نوشته عاشقانه بن بست زندگی

عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد
عکس نوشته عاشقانه زیبا و شاد

دوری  که  در آمدن  و رفتن  ماست
او را  نه  نهایت  نه  بدایت  پیداست
کس می نزند دمی درین معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

تا چند زنم  به  روی  دریا ها خشت
بیزار شدم   ز بت پرستان  و کنشت
خیام  که  گفت  دوزخی  خواهد  بود
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت

عکس نوشته عاشقانه قلبم مال توست

نیکی و  بدی  که  در  نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با  چرخ  مکن   حواله  کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی  باده  گلرنگ  نمی شاید  زیست
این سبزه که امروز تماشاگه  ماست
تا  سبزه  خــاک  ما تماشاگه کیست

عکس نوشته عاشقانه بال و پر باز کن

گویند بهشت  عدن با حور خوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد  بگیر و دست از آن  نسیه  بدار
کاواز  دهل  برادر از دور خوش است

چون   آمدنم  به  من  نبد روز  نخست
وین رفتن بی مراد عزمی ست  درست
بر خیز و میان  ببند  ای  ساقی  چست
کاندوه جهان به می  فرو خواهم  شست

عکس نوشته عاشقانه هر کس از زندگیت رفت

ساقـی غـم  مـن  بلند  آوازه  شده  است
سرمستی مـن برون ز اندازه شده است
با  مـوی  سپید  سـر خوشم  کـز می  تو
پیرانه  سرم  بهار  دل  تازه  شده  است

از مـن رمقی بـسعی سـاقی مانده است
وز صحبت خلق بی وفایی مانده است
از بـاده  دوشــین قــدحی بـیش  نــمـاند
از عـمر نـدانم که چه باقی  مانده است

عکس نوشته عاشقانه تا خدا نخواد نمیشه

مـن هیچ  ندانم که مرا آن که  سرشت
از اهل بهشت  کرد  یا  دوزخ  زشت
جامی و بتی  و  بربطی بر لب  کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

چون ابر  به  نوروز رخ  لاله بشست
برخیز و به جام باده کن  عزم  درست
کاین سبزه که امروز تماشاگــــه  تست
فردا همه از خاک تو بر خواه درست

عکس نوشته عاشقانه خجالت نکش

هر چند که رنگ و روی زیباست مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلوم  نشد   که  در  طربخانه   خاک
نقاش   ازل   بهر   چه  آراست   مرا
چون عهده نمی شود  کسی  فردا را
حـالی خوش دار  این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای  ماه  که  ما
بـسیار  بـــگردد  و  نــیـابد  ما  را
چون در گذرم به باده شویید مرا
تلقین ز شراب  ناب  گویید  مرا
خواهید به روز حشر یابید  مرا
از خاک  در میکده  جویید  مرا
چندان بخورم شراب کاین بوی شراب
آید  ز تراب  چون  روم   زیر  تراب
گر بر سر خـاک  من  رسد  مخموری
از بوی شراب من شود مست و خراب
بر  لوح   نشان   بودنی ها  بوده   است
پیوسته قلم ز نیک  و بد  فرسوده   است
در  روز ازل  هر  آن  چه  بایست  بداد
غم  خوردن  و  کوشیدن  ما بیهوده است

بدون نظر

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید