اشعار عاشقانه مولانا ؛ انتخابی ویژه از ۹۰ شعر کوتاه و بلند

گلچین اشعار عاشقانه مولانا؛ ۹۰ شعر دو بیتی و بلند شاعر بزرگ

کمتر کسی است که نام مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، شاعر پرآوازه و عارف بزرگ ایرانی، به گوشش نخورده باشد. او که با القابی چون مولوی و رومی نیز شهرت دارد، یکی از مشهورترین سخنوران پارسی‌گو در جهان است.

نگاهی کوتاه به زندگی مولانا

نام کامل: محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی

القاب مشهور: مولانا، مولوی، خداوندگار، رومی

تولد: ۱۵ مهرماه (۶ ربیع‌الاول) سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ.

خانواده: پدر او، بهاءالدین ولد (ملقب به سلطان‌العلما)، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود که نسب عرفانی‌اش به احمد غزالی می‌رسید.

مولانا در طول حیاتش به “جلال‌الدین”، “خداوندگار” و “مولانا خداوندگار” نیز نامیده می‌شد.

گلچینی از زیباترین و عاشقانه‌ترین اشعار مولانا
مولانا صندوقچه‌ای پر از اشعار گران‌بهاست که عمق عشق، عرفان و شیدایی را به تصویر می‌کشد. در ادامه، مجموعه‌ای از غزل‌های عاشقانه و شورانگیز او را برای شما گردآوری کرده‌ایم. این ابیات، روح شما را به پرواز درمی‌آورند و لذت وافر شعر پارسی را به ارمغان می‌آورند.

غزل‌های شورانگیز و دلبرانه:

شورِ بی تو بودن

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
دیده عقل مست تو، چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو، بی تو به سر نمی‌شود

یار و رونقِ جان

دلبر و یار من تویی، رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی، بهر تو بود بود من
خواب شبم ربوده‌ای، مونس من تو بوده‌ای
درد توام نموده‌ای، غیر تو نیست سود من

اوج اشتیاق

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

اشعار ناب و معروف عرفانی:
غزل مشهور “سرمستم”

گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم
بس بند که بشکستم، آهسته که سرمستم
در مجلس حيرانی، جانی است مرا جانی
زان شد که تو می‌دانی، آهسته که سرمستم

غزل “یار مرا غار مرا”

یار مرا غار مرا، عشق جگرخوار مرا
یار تویی غار تویی، خواجه نگهدار مرا
نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی
سینه مشروح تویی، بر در اسرار مرا

غزل حج و معشوق

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

سرآغاز مثنوی معنوی (نی‌نامه)

بشنو این نی چون شکایت می‌کند
از جدایی‌ها حکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

دو بیتی‌های کوتاه و پرمعنا:
اندر دل بی‌وفا غم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد

نردبان اين جهان ما و منيست
عاقبت اين نردبان افتادنيست
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت‌تر خواهد شکست

من آنِ توام
مرا به من باز مده…

امتیاز بدهید
مطالب مرتبط
ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.