۵۰ جمله الهامبخش از بزرگان درباره پاییز و خزان
فصل پاییز، با رنگهای گرم و هوای دلپذیرش، همیشه الهامبخش هنرمندان، شاعران و نویسندگان بوده است. در این مطلب، مجموعهای از زیباترین جملات و اشعار بزرگان ادبیات را درباره این فصل جادویی گردآوری کردهایم.
جملاتی درباره پاییز از بزرگان جهان
الام مونتگمری: «از اینکه در دنیایی زندگی میکنم که پاییز در آن وجود دارد، خیلی خوشحالم.»
لورن دستفانو: «پاییز همیشه فصل محبوب من بوده است. زمانی که همه چیز در اوج زیبایی قرار دارد، گویی طبیعت تمام سال را برای این پایان شگفتانگیز کنار گذاشته است.»
اف اسکات فیتزجرالد: «با خشخش برگهای پاییزی، زندگی از نو آغاز میشود.»
جان باروز: «برگها چقدر زیبا پیر میشوند. روزهای آخر عمرشان پر از نور و رنگ و شکوه است.»
جورج الیوت: «پاییز خوشمزه! روح من با پاییز پیوند خورده است؛ اگر من پرنده بودم، دنبال پاییزهای متوالی در زمین پرواز میکردم.»
آلبر کامو: «پاییز دومین بهاری است که در آن هر برگ یک گل است.»
دیانا گابالدون: «روز پاییزی زیبا و درخشانی بود، با هوایی مانند شراب سیب و آسمانی چنان آبی که میشد در آن غرق شد.»
ویرجینیا وولف: «تمام روزهایی که تا به حال زندگی کردهایم و تمام روزهایی که قرار است در آینده زندگی کنیم پر از درخت و برگهای در حال تغییر است.»
انجی ویلند کراسبی: «پاییز لباس طلایی میپوشد؛ غنیترین فصل روح.»
جی. ال. کار: «اولین نفس پاییز در هوا بود، احساسی از خواستن و بهدستآوردن قبل از اینکه دیر شود.»
دِلیا اوونز: «برگهای پاییزی نمیافتند، بلکه پرواز میکنند. آنها منتظر رسیدن این لحظه هستند، چنان که گویی این تنها فرصتشان برای اوجگرفتن است.»
ناشناس: «در پاییز، درختان به ما نشان میدهند که رها کردن چیزهای از بین رفته چقدر دلچسب و دوستداشتنی است.»
اشعار پاییزی از شاعران ایرانی
شاعران فارسیزبان نیز پاییز را با زیباییهای خاص خود ستودهاند و احساسات عمیق انسانی را به تصویر کشیدهاند:
فروغ فرخزاد: «کاش چون پاییز بودم، کاش چون پاییز بودم / خاموش و ملالانگیز بودم / برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد / آفتاب دیدگانم سرد میشد / آسمان سینهام پر درد میشد.»
مهدی اخوان ثالث: «پاییز جان! چه سرد، چه درد آلود / چون من تو نیز تنها ماندستی / ای فصل فصلهای نگارینم / سرد سکوت خود را بسراییم / پاییزم! ای قناری غمگینم.»
حسین منزوی: «پاییز کوچک من / دنیای سازش همه رنگهاست / با یکدیگر / تا من نگاه شیفتهام را / در خوشترین زمینه به گردش برم.»
ابوسعید ابوالخیر: «ای چرخ بسی لیل و نهار آوردی / گه فصل خزان و گه بهار آوردی / مردان جهان را همه بردی به زمین / نامردان را به روی کار آوردی.»
سید علی صالحی: «در بهار زندگی / سراغت را از بنفشههای وحشی گرفتم / در جستجویت بودم / در پاییز یافتمت / تنها شکوفه جهان / که در پاییز روییدی.»
هوشنگ ابتهاج (سایه): «ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من / آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابیست هوا؟ یا گرفتهست هنوز؟»
پاییز، فصلی از تأمل، رهایی و زیبایی است؛ فصلی که در آن طبیعت به ما درس رها کردن میدهد و زیباییهای پنهان خود را آشکار میسازد.