خانه عکس نوشته جدید عکس نوشته پروفایل عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن

عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن

2
103
عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن
عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن

در عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن شما کاربران عزیز سایت عکس نوشته می توانید جدیدترین عکس نوشته های متن آهنگ های داریوش خواننده نام آشنا ایرانی را مشاهده کنید و …

عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن

در هوای گرم این روزها
فڪر ڪردن به تـــــو
نسیم خنڪی ست
ڪه دنیایم را نـــــوازش میدهد…!

#علی_سلطانی

عکس نوشته پای روضه خودت گریه نکن

عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن
عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن

و حضورت
برگهای سفید مریم را
بر انگشتان نسیم میرقصاند

درمن دخترڪی
به عشـق تـــــو

درخت که می شوم
تو پائیزی !!

کشتی که می شوم
تو بی نهایت طوفانها !

عکس نوشته از عشق و از ایمان بگو

عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن
عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن

در حوالیِ آغوشِ
تو که نه ،
اما زندگی در میان قلبِ تو
همیشه زیباست ،،

آنقدر زیباست ،

” تو ” مرا معنا کن
من که در خلوت ترد ” تو ”
مجسم شده ام ،،
من که در هر نفست ،
شیفته
در ” تو ” تکرار مکرر شده ام ،،

عکس نوشته چه دریایی میان ماست

عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن
عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن

دوباره امروز
برای زیبا شدن
به آینه ها رو می اندازم ؛

وَ با رژِ لب ِصورتی ام
لب ها را

هر روز
به دار می آویزند مرا
خاطراتی که از تو دستور می گیرند!
خاطراتی که مُدام
صندلی را از زیر پایم می کشند!
اما نمی دانند که من

عکس نوشته الهی در شب فقرم بسوزان

عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن
عکس نوشته داریوش جدید 97 با متن

برای من فصل ها
همیشه از چشمان تو شروع میشود…
امروز که نگاهم کردی
فهمیدم
تابستان چقدر زود آمده است!

عاشق که بشوی،
جهانت پر می‌شود از شعرهای رنگارنگ…
گاهی به شکلِ پیراهنی چهارخانه،
گاهی به شکلِ یک دامن گلدار!

کسی چه می‌داند
سال ها بعد
وقتی تو
موهای کنار شقیقه ات سفید شده باشد
و شده باشی یک کارمند منضبط
که شور جوانیش را

عکس نوشته ای توبه ام شکسته

دلتنگ که باشی
شاعر میشوی
شعرهایت بویِ دوریِ یار میگیرد
دلتنگی ات را با شعر فریاد میزنی
نمیدانم
شاعری هستم که دلتنگ است

عکس نوشته یاور همیشه مومن

چه ساده آرامش می بخشد
کاش ما هم مثل شب باشیم
پیچیده ولی آرام بخش دلها

زندگی کوتاه ترازآن است
که به خصومت بگذرد
وقلبها ارزشمند تر
ازآن هستندکه بشکنند

پس لبخند بزنید و زیبا زندگی کنید.

عکس نوشته به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست

دُنیای ما خاکستری است×
ما نقطه کوچک پرگار ‍هَستیم که به چشم نمی آییم.
اگر ادعای مَذ‍هب کُنیم به سُخره ‍مان میگیرند
و اگر ادعای بی دینی کُنیم باز محکوم ‍مان میکنند.
روزگار بَر وِفق مُراد ما نبود بیشتر ما بر وفق روزگار بودیم.
ما زندگی نکردیم فَقَط زندگی دیگران را تماشا کردیم.

عکس نوشته تظاهر کن ازم دوری

#زن_اصیل_را
با عشق اسیر کن نه قفس
با توجه تملک کن نه تحجر
با اعتماد پایبند کن نه تعصب
خواهی دید
غیر از کنارِ تو هیچ کجا نخواهد رفت

عکس نوشته سوداگران در شکل دوست

از تمامِ دارایی ها
یکی دو گلدانِ شمعدانی دارم
یک جفت ماهیِ سرخ دارم
صندوقچه ی یادگارِ مادر بزرگ
یک مدادِ دندان زده
چندتایی شعر

عکس نوشته ای که بی تو تک و تنهام

کسی که مایل است صورت حساب غذا را پرداخت کند،
بدان علّت نیست که جیبی مملو از پول دارد، بلکه دوستی و رفاقت را بیش از پول ارج می‌نهد.
کسانی که در محلّ کار، بیشتر از همه مسئولیت پذیرند ؛ نه بدان علّت است که احمقند
بلکه چون مفهوم مسئولیت را ، نیک می‌دانند
کسانی که بعد از هر جنگ و دعوایی،زبان به پوزش باز می‌کنند
نه بدان علّت است که خود را مدیون شما می‌دانند؛
بلکه از آن روی است که شما را دوست واقعی خود می‌دانند.
کسانی که برای شما متنی را می‌فرستند،
نه بدان سبب است که کار بهتری ندارند که انجام دهند،
بلکه از آن روی است که مهر شما را در دل و جان دارند.

عصرتون شاااااد
زندگیتون سرشار از دوستان ناب و عالی

عکس نوشته تو رفتی و من بی قرار

اما لُکنت ؛
فقط از کارماندنِ زبان نیست !
چشم ها هم گاهی
روی یک چهره گیر می کنند …

دلم یک خانه ی قدیمی می خواهد …
یک حال و هوایِ سنتی و اصیل …
خانه ای با دری فیروزه ای ، حیاطی چند ضلعی و دیوارهایِ کاهگلی ،
با حوضی پر از ماهی هایِ قرمز و گل هایِ شمع دانی ،
پنجره هایِ چوبی و شیشه هایِ رنگ رنگی …
خانه ای که کلون و هشتی و پنج دری و مطبخ داشته باشد …
که وقتی دلم گرفت ، به تالارِ آینه اش بروم ،
میانِ آینه کاری های زیبایش بنشینم … و حالِ دلم خوب شود …
عصر هایِ تابستان ، تمامِ دلخوشی ام ؛
یک کاسه آبدوغ خیارِ خنک و نانِ خشک باشد ،
و شب هایِ زمستان ، تمامِ دلگرمی ام ؛
یک کرسی آتشیِ جانانه با یک سینی پر از آجیل و خشکبار !
صبح ها با شیطنت و صدایِ گنجشک ها بیدار شوم ،
به حیاطش بروم ،
و از عطرِ خاطره انگیزِ کاهگلش ،
جان بگیرم …
من از حصارِ آهن و فولاد خسته ام …
دلم خانه ای می خواهد ؛
که هر غروب ؛
رویِ تختِ قدیمیِ تویِ حیاط ،
روبروی حوض ، کنارِ باغچه ، بنشینم ،
چای بنوشم ،
و شعرهایِ زیبایِ فروغ را با شوقی بی وصف ؛
به روح و جانم ؛
تزریق کنم …

نرگس صرافیان طوفان

‌یک روز دست خودم را می گیرم
می برم به ناکجا ؛

جایی که سایه ی
هیچ عابری هم نباشد
چه برسد به تو !

‎هر چیزی ڪه
‎به تو ربطی داشته باشد
‎دوست داشتنی ست…!
‎ از دلتنگی ام بگیر
‎تا جای خالی ات…

2 نظرات

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید