زندگی شخصی و خانوادگی روشنک گرامی؛ از بیوگرافی تا عکسها
روشنک گرامی، بازیگری با چهرهای خاص و استایلی متفاوت در سینمای ایران است که شاید بسیاری او را با چشمان همیشه خمار و نقشهای خاصش بشناسند. او که اخیراً با حضور در برنامه «باضیا» و گفتگوهای جنجالیاش دوباره بر سر زبانها افتاده، داستان زندگی پرفراز و نشیبی دارد؛ از تحصیل در رشتههای مهندسی و هنر تا مبارزهای سخت با بیماری سرطان. در این مطلب، نگاهی جامع به زندگی شخصی، هنری و حقایق کمتر شنیده شده از این هنرمند خواهیم داشت.
دوران کودکی و مسیر تحصیلی متفاوت
روشنک گرامی متولد اول مهرماه ۱۳۶۲ در تهران است. مسیر او برای ورود به دنیای هنر، خطی و مستقیم نبود. او ابتدا در سن ۱۸ سالگی وارد دانشگاه سوره شد و مدرک لیسانس خود را در رشته مهندسی معماری دریافت کرد. اما عشق به هنر نمایش، او را در ۲۳ سالگی به مسیر دیگری کشاند و باعث شد تا تحصیلات خود را در رشته کارگردانی تئاتر در دانشگاه آزاد ادامه دهد. این ترکیب از نگاه مهندسی و ذوق هنری، بعدها در سبک زندگی و حتی طراحیهای لباس او نمود پیدا کرد.
کارنامه هنری: از تلویزیون تا سینما
آغاز شهرت با «فاصلهها» و «گمشدگان»
اگرچه روشنک فعالیتش را با تئاتر و فیلمهای کوتاه آغاز کرد، اما حضور او در سریال پربیننده «فاصلهها» (۱۳۸۹) به کارگردانی حسین سهیلیزاده، نقطه عطف ورود او به دنیای تصویر بود. با این حال، اوج شهرت و محبوبیت او با سریال «گمشدگان» (۱۳۹۶) رقم خورد. ایفای نقش «ترنج»، دختری که درگیر مشکلات پیچیده اجتماعی و خانوادگی است، تواناییهای او را به رخ مخاطبان کشید.
درخشش در سینما با «قاعده تصادف»
فیلم سینمایی «قاعده تصادف» (۱۳۹۱) ساخته بهنام بهزادی، ویترین استعداد روشنک گرامی در سینما بود. داستان گروه تئاتری که درگیر چالشهای مهاجرت و مخالفت والدین میشوند، فرصتی بود تا او در کنار بازیگران جوان دیگر خوش بفرخشد.
حضور در شبکه نمایش خانگی
روشنک گرامی در شبکه نمایش خانگی نیز با انتخابهای خاص خود دیده شده است:
همگناه: سریالی که با گریم و نقشی متفاوت، توانست نظر مثبت منتقدان را جلب کند.
آمستردام: درامی اجتماعی درباره درگیریهای یک خانواده خلافکار بر سر قدرت و مواد مخدر که گرامی در کنار بازیگرانی چون مهدی سلطانی و هنگامه قاضیانی ایفای نقش کرد.
روایتی تکاندهنده از مبارزه با سرطان
شاید شوکهکنندهترین بخش زندگی روشنک گرامی، ابتلای او به سرطان در سالهای اخیر (حوالی ۱۴۰۰) باشد. او در حالی که مشغول کارگردانی و بازیگری بود، با نتیجه پاتولوژی مواجه شد. روشنک درباره لحظه شنیدن خبر میگوید: «وقتی دکتر گفت سرطان داری، فقط خندیدم. انگار باورم نمیشد. دکتر گریه میکرد و من میخندیدم.»
او دوران سخت شیمیدرمانی و جراحی را با روحیهای عجیب سپری کرد. نکته جالب توجه، نقش مادرش در این دوران بود؛ مادری که با سختگیری ظاهری و وادار کردن دخترش به فعالیت (به جای ترحم)، به او انگیزه مبارزه داد. روشنک حتی در دوران بیماری، کار را رها نکرد و در سه پروژه همزمان حضور داشت تا بیماری او را تعریف نکند. خوشبختانه او اکنون با سلامتی کامل به عرصه هنر بازگشته است.
سبک زندگی، علایق و دیدگاهها
نگاه به بازیگری: او بازیگری را یک «شغل» نمیداند، بلکه آن را راهی برای لذت بردن و تخلیه روانی میبیند. او معتقد است بازیگری باید دلی باشد، نه صرفاً برای درآمد.
عشق به سرعت: برخلاف ظاهر آرامش، روشنک عاشق سرعت و رانندگی هیجانی است؛ موضوعی که باعث میشود حتی مادرش از نشستن در ماشین او بترسد.
طراحی لباس (آرت فشن): او علاوه بر بازیگری، به طراحی لباسهای خاص و دستدوز علاقهمند است. لباسهایی که شاید برای استفاده روزمره نباشند و بیشتر جنبه هنری (Art Fashion) دارند.
حساسیت اجتماعی: او خود را فردی از طبقه متوسط میداند و شایعات مرفه بودنش را رد میکند. روشنک به شدت نسبت به فقر حساس است و دیدن کودکان کار یا فقر در خیابان، او را عمیقاً آزار میدهد.
جنجالهای برنامه علی ضیا و معیارهای ازدواج
حضور اخیر روشنک گرامی در برنامه «باضیا» با اجرای علی ضیا، موجی از واکنشها را در فضای مجازی ایجاد کرد. صراحت کلام و شوخیهای او باعث وایرال شدن بخشهای زیادی از این مصاحبه شد.
نکات برجسته این گفتگو:
معیارهای عجیب ازدواج: او با لحنی طنز گفت به دنبال همسری است که «خنگ نباشد»، «تمکن مالی داشته باشد تا از او مراقبت کند» (چون قبلاً او خرج دیگران را میداده) و «حرف نزند و فقط خاطره تعریف کند!».
تجرد: او تأکید کرد که فعلاً مجرد است و علاقهای به ازدواج ندارد، مگر اینکه اتفاقی پیش بیاید.
شوخی با مجری: کلکلهای او با علی ضیا و سوال ناگهانی «تو زن داری؟» یکی از بامزهترین لحظات برنامه بود.
دانستنیهای کوتاه و جذاب درباره روشنک گرامی
نوازندگی: او در نواختن سازهایی مثل تار، پیانو و ساکسیفون مهارت دارد.
شباهت به مادر: انتشار عکس مادر جوان و شادابش، بسیاری از کاربران را متعجب کرد که آیا او مادرش است یا خواهرش؟
تصادف شدید: سال ۹۳ تصادف سنگینی داشت که منجر به جراحی شد، اما با اراده قوی دوباره به صحنه برگشت.
چشمهای خمار: بسیاری تصور میکنند او همیشه خوابآلود یا بیحال است، اما خودش میگوید این فرم طبیعی چشمان اوست و انرژی بسیار زیادی دارد.