زندگی شخصی و حرفهای فریبرز عربنیا؛ از ازدواج تا فیلمها
کمتر کسی در ایران هست که چهره فریبرز عربنیا را با نقش ماندگار «مختار ثقفی» به خاطر نیاورد. اما پشت این نقش تاریخی، زندگی پرماجرا، شخصیتی صریح و کارنامهای پربار نهفته است. عربنیا، بازیگری که از ریاضی و فیزیک به سینما رسید و با کارگردانان بزرگی چون مسعود کیمیایی و ابراهیم حاتمیکیا کار کرد، امروز مسیری متفاوت را در زندگی شخصی و حرفهای خود طی میکند.
از ریاضی تا مدیریت در ترکیه: مسیری که به سینما ختم شد
فریبرز عربنیا در سال ۱۳۴۳ در تهران متولد شد. جالب است بدانید که مسیر او برای رسیدن به بازیگری به هیچ وجه مستقیم نبود. او ابتدا در رشته ریاضی و فیزیک دیپلم گرفت و پس از پایان خدمت سربازی، در سال ۱۳۶۴ برای تحصیل در رشته مدیریت به دانشگاه خاورمیانه آنکارا در ترکیه رفت.
اما عشق واقعی او هنر بود. او مدیریت را نیمهکاره رها کرد، به ایران بازگشت و مسیر خود را کاملاً تغییر داد. عربنیا با گذراندن دورههای تخصصی تئاتر زیر نظر اساتید بزرگی چون حمید سمندریان و همچنین تحصیل در رشته گرافیک (ارتباط تصویری) در دانشگاه هنر، خود را برای ورود جدی به دنیای هنر آماده کرد.
نقاط عطف کارنامه: از «ضیافت» کیمیایی تا اوج شهرت با «مختارنامه»
کارنامه فریبرز عربنیا پر از نقشهای ماندگار است که هر کدام تأثیری عمیق بر سینما و تلویزیون ایران گذاشتهاند:
اولین حضور جدی: اولین بازی حرفهای او در فیلم «وصل نیکان» (۱۳۷۰) به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا رقم خورد.
نقطه عطف (ضیافت): اما نقطهی عطف کارنامه او و عاملی که او را به شهرت رساند، بازی در فیلم «ضیافت» (۱۳۷۴) اثر مسعود کیمیایی بود. این فیلم که از ۷ چهره جوان بهره میبرد، عربنیا را به عنوان یک ستاره جدی به سینمای ایران معرفی کرد.
اوج شهرت (مختارنامه): با این حال، هیچ نقشی به اندازه «مختار ثقفی» در سریال «مختارنامه» (پخش از ۱۳۸۹) او را در حافظه تاریخی مردم ماندگار نکرد. این سریال عظیم به کارگردانی داوود میرباقری، که ساخت آن بیش از ۵ سال طول کشید، اوج شهرت را برای او به ارمغان آورد و به یکی از پرمخاطبترین سریالهای تاریخ تلویزیون ایران تبدیل شد.
نقش شهید چمران: یکی دیگر از نقشهای شاخص او، ایفای کاراکتر «شهید مصطفی چمران» در فیلم «چ» (۱۳۹۲)، ساختهی دیگر ابراهیم حاتمیکیا بود. این نقش پیچیده، تواناییهای او را بار دیگر به نمایش گذاشت.
زندگی شخصی: ازدواجها، فرزند و مهاجرت
زندگی شخصی فریبرز عربنیا همواره مورد توجه رسانهها بوده است. او در طول زندگی خود دو بار به صورت رسمی ازدواج کرد:
ازدواج اول: در سال ۱۳۷۰ با آتنه فقیهنصیری، بازیگر، ازدواج کرد. این رابطه پس از ۸ سال در سال ۱۳۷۸ به جدایی انجامید.
ازدواج دوم: او در سال ۱۳۷۹ با بازیگر فقید، عسل بدیعی، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری به نام جانیار (متولد ۱۳۸۱) است. این زندگی مشترک نیز در سال ۱۳۸۳ به پایان رسید.
پس از درگذشت ناگهانی عسل بدیعی در سال ۱۳۹۲، و چند سال پس از آن (در حدود سال ۱۳۹۷)، فریبرز عربنیا به همراه پسرش جانیار، ایران را ترک کرد. او دلیل این مهاجرت را موقت و صرفاً برای حمایت از تحصیل فرزندش اعلام کرده و تاکید دارد که قصد بازگشت به وطن را دارد.
صراحت لهجه: از نقد مدیریت تا جنجال با مهناز افشار
عربنیا همواره به صراحت لهجه و داشتن دیدگاههای انتقادی مشهور بوده است. او بارها از «نگاه خودی و غیرخودی» و «آفت مدیریتی» در تلویزیون و سینمای ایران انتقاد کرده و معتقد است این سیستم به نخبگان و شایستهها اجازه کار نمیدهد.
او همچنین دیدگاههای خاصی درباره حرفه بازیگری دارد و معتقد است یک بازیگر کامل، علاوه بر دانش، باید از ویژگیهایی چون هوش، سلامت جسم و روح، اخلاق و عدالتطلبی برخوردار باشد.
در پاییز ۱۴۰۲، ویدیویی از او در پاسخ به مهناز افشار، بازیگر مقیم خارج، بسیار جنجالی شد. عربنیا در این ویدیو با قاطعیت مرزبندیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را با افشار اعلام کرد و گفت که از نظر «آبشخورهای فکری» هیچ سنخیتی با او ندارد. این موضعگیری، بازتاب گستردهای در رسانهها داشت.
فراتر از بازیگری: کارگردانی و گرافیک
شاید کمتر شناختهشده باشد، اما عربنیا تجربیاتی در کارگردانی نیز دارد. او که فارغالتحصیل گرافیک است، در ابتدای راه چندین نمایش تئاتر (مانند «آوازخوان طاس» و «کالیگولا») را کارگردانی کرد.
مهمترین تجربه کارگردانی او، سریال تلویزیونی هفت قسمتی «رنگ شک» (۱۳۹۲) بود که خود نویسندگی آن را نیز بر عهده داشت. این سریال نشاندهنده علاقه او به فعالیت در پشت دوربین بود، هرچند تمرکز اصلی او همواره بر بازیگری باقی ماند.