
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایونا ؛ با دکتر مهدی کریمی تفرشی به بررسی دقیقتر لایههای مختلف سریال تاسیان، از فیلمنامه و کارگردانی گرفته تا بازیها و پیامهای احتمالی آن، سعی خواهیم کرد تا تصویری جامع از این اثر ارائه دهیم.
**سریال “تاسیان” در کلیت، چه موضوعی را دنبال میکند و چه پیام اصلی را به مخاطب ارائه میدهد؟ آیا در پرداخت به این موضوع، کلیشههای رایج را شکسته یا به چالش کشیده است؟*
“تاسیان” سریالی درام و اجتماعی است که به چالشهای طبقه متوسط جامعه، روابط پیچیده خانوادگی و تصمیمات دشوار میپردازد. پیام اصلی آن بر اهمیت همدلی و درک متقابل تأکید دارد. در خصوص کلیشهها، سریال تا حدودی توانسته از برخی کلیشههای رایج فاصله بگیرد، اما نه به طور کامل. شخصیتها، به خصوص شخصیتهای محوری، لایههایی از پیچیدگی را نشان میدهند که فراتر از تیپسازی صرف است، اما همچنان میتوانستند نوآوری بیشتری در این زمینه داشته باشند.
*نمادگرایی و ناگفتهها در “تاسیان” چه نقشی در پیشبرد داستان و شخصیتپردازی ایفا میکنند؟ آیا سریال به خوبی از این عناصر برای انتقال حس و حال و پیچیدگیهای روابط بهره برده است؟*
نمادگرایی در “تاسیان” به طور محسوسی برجسته نیست، اما سریال تلاش کرده تا از طریق روابط و سکوتها، بار عاطفی و دراماتیک صحنهها را افزایش دهد. ناگفتهها و سکوتها گاهی به خوبی تنشها و تردیدهای درونی شخصیتها را منتقل میکنند، هرچند گاهی این پتانسیل میتوانست با جزئیات بیشتری پرورش یابد.
*تصویری که “تاسیان” از جامعهی محلی یا طبقهی اجتماعی خود ارائه میدهد، چقدر واقعگرایانه است؟ روابط قدرت در این بافتار چگونه به تصویر کشیده شدهاند؟*
تصویر ارائه شده از جامعهی محلی تا حد زیادی واقعگرایانه به نظر میرسد و سریال از آرمانگرایی یا سیاهنمایی افراطی پرهیز کرده است. روابط قدرت، چه اقتصادی و چه خانوادگی، به صورت ظریفی در تار و پود داستان تنیده شدهاند و نشان میدهند که چگونه این روابط بر تصمیمات و سرنوشت شخصیتها تأثیر میگذارند.
*نقاط قوت اصلی فیلمنامه و کارگردانی “تاسیان” کدامند؟ آیا این عناصر توانستهاند به خوبی در خدمت داستان باشند؟*
نقاط قوت فیلمنامه شامل ایجاد تعلیق، دیالوگهای باورپذیر و پرداخت منطقی به گرههای داستانی است. کارگردانی نیز در فضاسازی و قاببندیها موفق بوده و سعی کرده است عناصر بصری را در خدمت داستان قرار دهد. با این حال، گاهی ریتم کند سریال و سرعت گرهگشاییها میتواند جزو نقاط ضعف تلقی شود.
*تحلیل بازی بازیگران ، به ویژه بابک حمیدیان، چگونه است؟ آیا بازیها عمق لازم را به شخصیتها بخشیدهاند و آیا این حضور، نقطه عطفی در کارنامهی بازیگران بوده است؟*
بازی بازیگران “تاسیان” در مجموع قابل قبول و باورپذیر است. بابک حمیدیان در نقش خود حضوری قوی و تأثیرگذار دارد و توانسته است پیچیدگیها و درگیریهای درونی شخصیتش را به خوبی به تصویر بکشد. بازی او در این سریال، جنبههای متفاوتی از تواناییهایش را نشان میدهد و میتوان آن را یکی از نقاط قوت کارنامهی هنریاش دانست. او موفق شده است از تیپسازی فاصله بگیرد و به شخصیتش عمق ببخشد.
*روابط بین بازیگران، به خصوص در روابط خانوادگی و عاطفی، چگونه ارزیابی میشود؟ آیا تعاملات آنها باورپذیر است؟*
تعاملات بین بازیگران، به خصوص در روابط اصلی، تا حد زیادی باورپذیر است. تعاملات شخصیتها، چه در لحظات صمیمانه و چه در تنشها، به گونهای است که مخاطب میتواند ارتباط و احساسات میان آنها را درک کند. رابطهی شخصیت بابک حمیدیان با دیگر کاراکترها نیز به خوبی شکل گرفته و به باورپذیری داستان کمک کرده است.
*آیا حضور بازیگران مطرحی مانند بابک حمیدیان، به اعتبار “تاسیان” افزوده است؟ یا گاهی نام و سابقهی بازیگران، از خود نقش و داستان پیشی گرفته است؟*
حضور بازیگرانی چون بابک حمیدیان قطعاً به اعتبار سریال افزوده است. بازی او نه تنها به باورپذیری نقش کمک کرده، بلکه توانسته با ظرافتهای خود، به شخصیت عمق بیشتری ببخشد. در این سریال، به نظر نمیرسد که نام بازیگر بر خود نقش پیشی گرفته باشد، بلکه بازی او در خدمت داستان بوده و به ارتقای کیفیت کلی اثر کمک کرده است
*کدام یک از بازیگران فرعی یا نقش مکمل در “تاسیان” توانسته است حضوری به یادماندنی و مؤثر داشته باشد؟*
علاوه بر بابک حمیدیان، برخی از بازیگران نقش مکمل نیز توانستهاند با بازیهای خود، حضوری تأثیرگذار و به یادماندنی داشته باشند مثل هوتن شکیبا و نازنین بیاتی.
*در مقایسه با سایر سریالهای مشابه، “تاسیان” چه جایگاهی دارد و موسیقی متن و طراحی صدا تا چه حد در فضاسازی موفق بودهاند؟*
“تاسیان” در ژانر درام اجتماعی، اثری قابل قبول و با کیفیت است که تلاش کرده رویکردی واقعگرایانه به مسائل داشته باشد. موسیقی متن و طراحی صدا نیز در خدمت فضاسازی سریال بودهاند و توانستهاند به تقویت بار عاطفی صحنهها کمک کنند، هرچند گاهی میتوانستند خلاقانهتر عمل کنند.
*اگر قرار بود “تاسیان” را با یک واژه یا مفهوم کلیدی توصیف کنی که ماهیت اصلی آن را بازتاب دهد، آن واژه چه بود و چرا؟*
اگر قرار باشد “تاسیان” را با یک واژه توصیف کنم، آن واژه میتواند “پیچیدگیهای خاموش” باشد. زیرا سریال به خوبی توانسته چالشها، احساسات و روابطی را به تصویر بکشد که اغلب در زندگی روزمره در سکوت و پشت پردهی ظاهری جریان دارند و تأثیر عمیقی بر زندگی افراد میگذارند.
*آیا تینا پاکروان توانسته تصویری بکر از طبقه متوسط ارائه دهد، یا صرفاً کلیشههای رایج را تکرار کرده است؟ آیا زبان بصری کارگردان، امضایی مشخص دارد یا در چارچوب فرمت سریال، منفعلانه عمل کرده است؟*
به نظر میرسد “تاسیان” در ارائه تصویری بکر از طبقه متوسط، چندان موفق نبوده و بیشتر به دام تکرار کلیشههای آشنا افتاده است. زبان بصری اثر، گرچه قابل قبول است، اما فاقد آن امضای مشخص و جسارت لازم کارگردان است که بتواند آن را از آثار مشابه متمایز کند. در مواجهه با الزامات تولید سریال، رویکرد خانم پاکروان بیشتر منفعلانه به نظر میرسد تا خلاقانه؛ گویی دوربین و قاببندیها، تنها در خدمت پیشبرد قصه بودهاند و کمتر توانستهاند به عنوان یک عنصر مستقل، لایههای معنایی یا حسی تازهای به اثر بیفزایند. این کمبود، ضربهای جدی به پتانسیلهای بصری سریال وارد کرده است.