بیوگرافی کامل ریما رامینفر به همراه تصاویر و جزئیات زندگی شخصی
ریما رامینفر نامی است که با شنیدن آن، لبخندِ صبور و چهره مهربان «هما سعادت» در ذهن همه ما نقش میبندد. اما ریما فقط هما نیست؛ او زنی است که از حصار خجالتِ دوران کودکی گذشت تا به یکی از ستونهای بازیگری ایران تبدیل شود.
دوران کودکی و نبردی با خجالت
ریما در ۵ فروردین سال ۱۳۴۹ در تهران متولد شد. جالب است بدانید او در کودکی بهقدری خجالتی و درونگرا بود که هیچکس، حتی خانوادهاش، تصور نمیکردند روزی او را در مرکز توجه و دنیای پرهیاهوی بازیگری ببینند. این ویژگی باعث شده بود استعدادهای او سالها در پشتِ دیوارِ کمرویی پنهان بماند.
خانواده و الگوهای زندگی
پدر او، ابوالحسن رامینفر، یک کارخانهدار اصالتاً اصفهانی است. ریما همیشه از پدرش به عنوان الگویی برای تلاش و کوشش یاد میکند. فضای فرهنگی خانواده به او کمک کرد تا علیرغم خجالتی بودن، به تدریج مسیر آرزوهایش را پیدا کند.
سفر به آلمان و بازگشت به ریشهها
ریما در ۱۸ سالگی دیپلم گرافیک گرفت و در سال ۱۳۶۸ راهی آلمان شد تا تحصیلاتش را در آنجا ادامه دهد. اما دوری از وطن و تقدیر، او را دوباره به ایران بازگرداند. بازگشت او به معنای شروعی جدی در دنیای هنر بود؛ او وارد دانشگاه آزاد شد و تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته کارگردانی تئاتر پیش رفت.
کلاسهای استاد سمندریان: جایی که همه چیز تغییر کرد
حضور در کلاسهای زندهیاد حمید سمندریان، نقطه عطف بزرگی در زندگی ریما بود. او میگوید استاد سمندریان با بیان شیوای خود، بازیگری را نه فقط به عنوان یک هنر، بلکه به عنوان یک «علم» به او آموخت. در این کلاسها بود که ریما یاد گرفت چگونه با روانشناسی شخصیتها آشنا شود، هرچند هنوز هم رگههایی از آن اضطراب قدیمی همراهش بود.
ورود به دنیای نویسندگی و صحنه تئاتر
ریما فعالیت حرفهای خود را در سال ۱۳۷۵ با نمایش «شب بخیر مادر» آغاز کرد. اما او فقط به بازیگری قانع نبود؛ ذهن خلاق او باعث شد به سمت نویسندگی برود. نمایشنامه «پس تا فردا» یکی از آثار درخشان اوست که در جشنواره تئاتر فجر جایزه سوم نمایشنامهنویسی را برایش به ارمغان آورد.
اولین قدمها جلوی دوربین و همکاری با بزرگان
نخستین تجربه سینمایی ریما در سال ۱۳۸۰ با فیلم کمدی «نان، عشق و موتور ۱۰۰۰» رقم خورد. اما یکی از افتخارات بزرگ او، همکاری با استاد عباس کیارستمی در فیلم «شیرین» بود؛ فیلمی متفاوت که در آن ۱۱۳ بازیگر زن تنها با نگاه و واکنشهای خود در برابر دوربین ظاهر شدند.
هما سعادت؛ شخصیتی که ایران را عاشق خود کرد
بدون شک، سریال «پایتخت» و نقش «هما سعادت»، ریما رامینفر را به اوج شهرت و محبوبیت رساند. هما در واقع «قطبنمای اخلاقی» خانواده نقی معمولی است. در حالی که دیگر شخصیتها با هیجان و گاهی لجاجت پیش میروند، هما با آرامش و منطق خود، تعادل را به داستان برمیگرداند. شیمی عالی او با محسن تنابنده و صبر استراتژیکش در برابر رفتارهای نقی، او را به محبوبترین زن این مجموعه تبدیل کرد.
درخشش در نقشهای جدی: از «ابد و یک روز» تا «ملاقات خصوصی»
ریما ثابت کرد که در ژانر درام هم به اندازه کمدی حرف برای گفتن دارد. بازی او در فیلم «ابد و یک روز» نشاندهنده توانایی او در نمایش استیصال و رنجهای یک خانواده درگیر فقر بود. همچنین حضور او در فیلم عاشقانه و پرفروش «ملاقات خصوصی» و سریال نمایش خانگی «جنگل آسفالت»، بار دیگر قدرت بازیگری او را در نقشهای پیچیده اجتماعی به رخ کشید.
زندگی شخصی و ازدواج با امیر جعفری
داستان عشق ریما و امیر جعفری هم شنیدنی است. آنها حدود ۸ سال با هم نامزد بودند، چون در ابتدا وضعیت مالی مناسبی برای شروع زندگی نداشتند. در نهایت در سال ۱۳۸۲ ازدواج کردند و حالا فرزندی به نام «آیین» دارند. ریما تأکید دارد که قبل از هر چیز یک «مادر» است و اولویت زندگیاش تربیت و نگهداری از پسرش است.
دانستنیهای جذاب درباره ریما رامینفر
نویسنده مخفی: او علاوه بر تئاتر، نویسنده سریالهای معروفی مثل «بدون شرح» و «کمربندها را ببندیم» هم بوده است.
گریههای واقعی: در صحنههای احساسی سریال پایتخت، او واقعاً گریه میکرد و از احساسات درونی خودش مایه میگذاشت.
عشق به سفر: ریما عاشق سفر است و دوست دارد تمام دنیا را ببیند، هرچند بعد از مادر شدن، سفرهای کوتاه را ترجیح میدهد.
تغییرات ظاهری: کاهش وزن محسوس او در سالهای اخیر، بسیاری از هوادارانش را شگفتزده کرد.
میراث هنری ریما رامینفر
ریما رامینفر نمادی از یک هنرمند کمحاشیه، متعهد و چندبعدی است. او با حفظ تعادل بین زندگی شخصی و حرفهای، نشان داد که میتوان در بالاترین سطح هنر ایران درخشید و در عین حال یک خانواده موفق را مدیریت کرد. او با نقش هما سعادت، تصویری مدرن و در عین حال ریشهدار از زن ایرانی را در ذهنها حک کرد.