از تولد تا مرگ باقرخان؛ سالار ملی و نقش او در تاریخ ایران
تاریخ مشروطه بدون نام باقرخان ناتمام است. او کسی بود که پابهپای ستارخان، ۱۱ ماه گرسنگی و گلوله را در تبریز تاب آورد تا شعله آزادیخواهی خاموش نشود.
از بنایی تا کدخدایی؛ جوانی سالار ملی
باقرخان فرزند حاج رضا تبریزی، در محله «خیابان» تبریز متولد شد. او در جوانی به شغل بنایی مشغول بود، اما شجاعت و روحیه عیاریاش باعث شد میان مردم به دلیری شهره شود و به مقام کدخدایی برسد. بعدها در دستگاه مظفرالدین میرزا (ولیعهد) به خدمت درآمد، اما دست تقدیر او را به میدان مبارزه با استبداد کشاند.
سنگربندی در تبریز؛ آغاز حماسه
با کودتای محمدعلی شاه و به توپ بستن مجلس در تهران، تبریز تنها سنگر باقیمانده مشروطه شد. باقرخان در محله «خیابان» علم مخالفت بلند کرد و به ستارخان (که در محله امیرخیز مستقر بود) پیوست. انجمن تبریز با خروج این دو از شهر مخالفت کرد، چرا که حضورشان برای دفاع از تبریز حیاتی بود. آنها شهر را سنگربندی کردند و اجازه ورود به قوای استبداد (به فرماندهی عینالدوله) را ندادند.
۱۱ ماه قحطی و مقاومت اسطورهای
محمدعلی شاه که از تسلیم تبریز ناامید شده بود، دستور محاصره کامل و قحطی داد.
گرسنگی مرگبار: چهار ماه تمام هیچ آذوقهای به شهر نرسید. دکانها بسته شد و مردم از شدت گرسنگی بیحال در کوچهها میافتادند.
ایستادگی در برابر خائنان: در حالی که برخی زیر فشار گرسنگی بیرق سفید (نشانه تسلیم) بلند کرده بودند، دلیری ستارخان و فراخوان مجدد باقرخان، روحیه مجاهدان را بازگرداند و آنها موفق شدند قوای رحیمخان (مستبد محلی) را شکست دهند.
ورود روسها و مهاجرت به تهران
سرانجام به بهانه جان اتباع بیگانه، قوای روسیه وارد تبریز شدند و محاصره را شکستند. با پیروزی مشروطهخواهان در تهران و خلع محمدعلی شاه، از ستارخان و باقرخان دعوت شد به پایتخت بروند. استقبال از آنها در تهران بینظیر بود؛ سردار ظفر بختیاری مینویسد: «حتی برای هیچ پادشاهی چنین استقبالی نشده بود.» در همین دوران بود که مجلس به پاس خدماتشان، لقب سردار ملی را به ستارخان و سالار ملی را به باقرخان داد.
پایان تلخ در غربت؛ فاجعهای در خواب
پس از واقعه دردناک باغ اتابک و خلع سلاح مجاهدان، باقرخان مدتی در تهران ماند اما با آغاز جنگ جهانی اول، به همراه گروهی از آزادیخواهان راهی کرمانشاه و مرز عثمانی شد.
خیانت در قصر شیرین: در سال ۱۲۹۵ شمسی، باقرخان و ۱۸ تن از یارانش در نزدیکی قصر شیرین در قلعهای اتراق کردند.
مرگ مظلومانه: فردی به نام «محمدامین کرد طالبانی» که راهزنی طماع بود، شبانه و در حالی که باقرخان و یارانش در خواب بودند، به طمع سکههای طلا به آنها حمله کرد و سر سالار ملی و همراهانش را برید.
بازگشت به وطن
تا سالها مزار او در غربت و در همان محل بود، تا اینکه در آذرماه ۱۳۵۴، پیکر باقرخان به تبریز منتقل شد و در آرامستان طوبائیه با شکوه فراوان به خاک سپرده شد. امروز نام او نه تنها بر خیابانهای تبریز، بلکه بر قلب هر ایرانیِ وطنپرستی حک شده است.