عکس نوشته های فوق خفن واجار

0
127
عکس نوشته های فوق خفن واجار
عکس نوشته های فوق خفن واجار

در عکس نوشته های فوق خفن واجار شما کاربران عزیز سایت عکس نوشته می توانید جدیدترین عکس نوشته های عاشقانه برای پروفایل خود را همراه با متن مشاهده کنید و …

عکس نوشته های فوق خفن واجار

گَهی باران ، گَهی آتش ،
گَهی آیینه و سنگم

گَهی از زندگی سیرم ،
گَهی با مرگ می جنگم

تو آتش می شوی بر
خرمن احساس تنهاییم

تو را با هر نفس می بویم ،
اما باز دلتنگم

عکس نوشته نه تو آنی که همانی نه من آنم

عکس نوشته های فوق خفن واجار
عکس نوشته های فوق خفن واجار

از هیتلر پرسیدند:چرا از میان جنگ و عشق،
جنگ را برگزیدی؟
پاسخ داد: در جنگ یا زنده میمانی یا میمیری
اما !!! در عشق،روزی هزار
بار میمیری و زنده میشوی…!

من زندگی ام را خواب می بینم
من رویاهای ام را زندگی می کنم
من حقیقت را زندگی می کنم
از هر خون
سبزه ایی میروید و
از هر درد لبخندی..

عکس نوشته هر جای دنیا که باشی دلم اونجاست

عکس نوشته های فوق خفن واجار
عکس نوشته های فوق خفن واجار

باید چیزی باشد
پابند ات کند
که در گوشت بخواند : نرو !
آدم یک سال با دیوار هم حرف بزند
پنجره ‌وار دوستش خواهد داشت …

عکس نوشته به جان می جویمت جانا کجایی

چه دوستم داشته باشی
و چه از من متنفر باشی
در هر دو صورت
بهم لطف میکنی
چون اگه دوستم داشته باشی
در قلبت هستم
و اگه از من متنفر باشی
تو ذهنتم…

عکس نوشته یک روز تو نیز یاد ما کن

هیچ وقت
عشق، محبت، رفاقت
و هیچ چیز با ارزش دیگری را
از کسی گدایی نکن،
چون معمولا چیز با ارزش را به گدا نمی دهند.

عکس نوشته گر تو گرفتارم کنی

عکس نوشته های فوق خفن واجار
عکس نوشته های فوق خفن واجار

چقدر زیباست کسی را
دوست بداریم
نه برای نیاز
و نه از روی اجبار
و نه از روی تنهایی

فقط برای اینکه
ارزش دوست داشتن دارد

عکس نوشته چه ها کرده ای

عکس نوشته های فوق خفن واجار
عکس نوشته های فوق خفن واجار

چـہ دردیست ؟!
خب قَدرش را همین حالا بدانید
چند ماهِ دیگر ، چند سالِ دیگر…
میخواهید حسرتِ همین
آدمے ڪـہ ڪنارتان هست را بخورید !
آدمے ڪـہ الان برایتان میمیرد
شاید سالها بعد
حتے اسمتان را هم بـہ یاد نیاورد
زمان احساسِ آدمها را تغییر میدهد !

عکس نوشته من هنوز کنارتم

عکس نوشته های فوق خفن واجار
عکس نوشته های فوق خفن واجار

به که بسپارمت
ای دل
که تورا نشکندت
همه ی ترس من این است
که ویران بشوی..

عکس نوشته اصلا یادم نبود

هیچ کس نمی توانست به عمق چشم هاش پی ببرد …
و من این را از همان اول دریافتم …
قدم های بلند برمیداشت ,
اما جوری تربیت شده بود
که رفتارش با دیگران تفاوت داشت …
دنیا را جدی تر از آن می دانست
که دیگران خیال می کنند …

و من نمی دانم
آیا مادرش هم او را به اندازه ی من دوست داشت؟
آیا کسی می توانست بفهمد
که دوست داشتن او چه لذتی دارد،
و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می کند؟
آدم پر می شود …
جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند …
نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد،
و هیچ گاه دچار تردید نشود …

عکس نوشته چشمان تو عقل من را برد

تمام دار و ندارم ، همین
غــــــزل یعنی
فدای چشم تو بانو !نهیب
ممنوع است!

بیا که خارج از این شعر
عاشقی بکنیم
درون شعر فراز و نشیب
ممنوع است !

عکس نوشته تنها گرافیکی

عکس نوشته های فوق خفن واجار
عکس نوشته های فوق خفن واجار

از جایی به بعد…
دلم با لبخندت خندید
با بغضت گریه کرد
عشق…
نامحسوس ترین حس دنیاست،
که خودت دیرتر از همه
میفهمی!

مرد از تمام قیچی ها متنفر بود
وقتی که یک عصر
با موهای کوتاه شده ی همسرش
روبرو شد!
زن اما از تمامِ موهای بلوندِ بلند،
متنفر است!
از ان روزی که
که یک تارِ موی لَخت ، روی تخت
پیدا کرد….
در حالی که از کودکی
موهای فرِ قهوه ای داشت!

عکس نوشته عهد کردم که دگر می نخورم

مراقب باش کسی را زمین نزنی.
با کلامی تلخ و قضاوتی بیجا،
با بی تفاوتی و نادیده گرفتنش،
با عدم حساسیت نسبت به حرفهای ناگفته در نگاهش،

یادمان باشد حتی خوشبختی به بدبختی نیاز دارد تا بتواند به ما اثبات کند چقدر وجودش لازم و ضروری است.

پس با حرمت به همه کس و همه چیز،
زندگی را هر روز زندگی کن…

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید