عکس پروفایل پسرانه لاتی بدون متن 99

در عکس پروفایل پسرانه لاتی بدون متن 99 شما عزیزان عکس نوشته می توانید سری جدید عکس پروفایل پسرانه لاتی را بدون متن بر روی عکس را با دو کیفیت عالی مشاهده کنید.

عکس پروفایل پسرانه لاتی بدون متن 99

عکس پروفایل پسرانه لاتی بدون متن 99

مجموعه ای جدید از عکس های پروفایل لاتی پسرانه بدون متن بر روی عکس با کیفیت عالی مشاهده کنید

عکس پروفایل بیا به دار بکش سرخی زبان مرا
به هم بریز سراپای آشیان مرا

شبیه بسته ی بهمن که دود میکردی
بیا به دود بکش کل دودمان مرا

نبودنت همه ی فکر و ذکر من شده است
بیا دوباره بگو جان،بگیر جان مرا

جز این هم از زن ایرانی انتظاری نیست
تو مرد باش بسوزان همه جهان مرا

بیا به سایه ی تو کل خانه دلگرمند
بغل بگیر تب عشق بی امان مرا

اگر که خسته ای از تیزی زبان غزل
بیا به دار بکش تیزی زبان مرا!
این دل سوخته ازعشق ترا درمان نیست
جان به در بردن از اوار غمت اسان نیست

همه. شهر پر از قصه ویران شدنم
راز عشقم شده فاش و زکسی پنهان نیست

عکس پروفایل لاتی پسرونه جدید

همه ی دشت غزل خیس شده بارانی است
ودگر کوچه دل منتظر باران نیست

گشته ام شهر دل و یافته ام که دیگر
هیچ کس هیچ کسی یوسف این کنعان نیست

عکس پروفایل لاتی پسرونه لوتی

حرم امن من اغوش نگاه تو و. اما
به که گویم که خراب است ودگر ویران نیست

غرقه ی ابی دریای. نگاه تو شدم
چه غریب است چه حسی است که بی پایان نیست

عکس پروفایل لاتی پسرونه خسته

در شب شعر و غزل” قصه گیسوی تو بود”
از همان شب شده ویرانه دل و سامان نیست

باز دل تنگ شده باز هوایی شده دل
یک کمی عشق هوس کن ونگو اسان نیست
آن لحظه می آید که من در این اسارت نیستم
از عشق سرشارم، ولی دیگر کنارت نیستم

عکس پروفایل لاتی پسرونه فردین

باز آمده عطر تنت همراه یاس و نسترن
اما زمستانی شده ،عشقت ،بهارت نیستم

از جور تو حتی سحر تردید دارد بشکفد
من از نگاهت خسته ام دیگر قرارت نیستم

عکس پروفایل لاتی پسرونه لاکچری

شاید که آهویی شوی در چشم بی احساس من
اما یقین دارم که من ،دیگر شکارت نیستم

هر روز پر پر می شوم در کوچه های خاطره
من مطمئن تر می شوم دیگر نگارت نیستم

آرامش هر لحظه ام بودی و طوفانی شدم
از عشق تو بیزارم و در انتظارت نیستم
چشم انتظارت هستم و اما خمارت نیستم
رفتی تو از دیوانِ من گفتی نگارت نیستم

عکس پروفایل لاتی پسرونه تنها

معشوق زیبا روی من ، محبوب ِ شعر و شور من
با این غزل می خوانمت اما کنارت نیستم

در باغ خوش عطر غزل ، شعری برایت خوانده ام
بوییده ام عطر تنت گرچه جوارت نیستم

در دفتر ِ اندوه ِ من حرفی برای عشق است
خواندی غزل خواندی غزل من یادگارت نیستم ؟!

عکس پروفایل لاتی پسرونه خاص

در ان شب رویایی ام دیدی ستاره چید نم
معشوق بی همتای من ، لیلای زارت نیستم ؟!

در مکتب مهر تو من ، می خوانم از نو این غزل
مجنون منم لیلا تویی اما دچارت نیستم

عکس پروفایل لاتی پسرونه خشن

دیگر نمیخواهم تو را، دلْ بی‌قرارت نیستم
از چشم من افتاده ای، در انتظارت نیستم

دیگر برایم مرده ای، عشقت فراموشم شده
من پس گرفتم آن دل و، بیمار و زارت نیستم

بستم دو چشم لعنتی را بر تو و آزار تو
رستم ز قیدت عاقبت، در روزگارت نیستم

عکس پروفایل لاتی پسرانه مرموز

گاهی کمی دلتنگ رویت میشوم اما بدان
نا آشنا گشتی و بی شک دوستدارت نیستم

گفتی بمانم، بگذرم از بی وفایی های تو
گفتم که نشناسم تو را، من آن نگارت نیستم
من باخیالت قانعـــــم،وقتی کنارت نیستم
خلوت نشینِ چشمِ من!داروندارت نیستم؟

عکس پروفایل لاتی پسرانه خفن

عطر حضورِ نابِ تو در لحظه هاجاری شده
هرچند با شعر خزان ، دیگر بهارت نیستم

محدوده ی بازوی تومثل حرم امن است وپاک
افسوس از من دوری و من درجوارت نیستم

غرقِ خیالاتِ توأم،هرلحظه بایادت خوشم
اما تو از من غافـــلی، در انحصارت نیستم
باز هم جنگل و هیزم شکن و دست تبر
باز هم دلهره های من و تصمیم سفر

عکس پروفایل لاتی پسرونه حماسی

قاب عکس من و تو بود زلال برکه
پاک کردی به قدم رنجه ی انگشت ، اثر

سایه ی قامت ات افتاد به روی سرِ غیر
ساختی جلوه گه ات را و مرا سوخت جگر

ذره ای در دلک سوخته ، خاکستر هست
تا که ققنوس به عاشق کشی ات گیرد پر

عکس پروفایل لاتی پسرونه مغرور

جنگل ذهن مرا یکسره ویران کردی
حال از جنگل دلداده ی بعدی چه خبر؟!

منم آن شاخه ی خشکیده در این معبر زرد
اندکی هیمه از این عاشق افتاده بخر

هیزم و توده ی خاکستر و مقداری دود
همه قربانی و جامانده ی احساسی تر

جنس اصل است بخر از منِ افتاده ی مست
اندکی را که به دلخواه خودت بود ببر
‍ در خواب دیدم لانه های سالخورده
مرغی اسیر دانه های سال _ خورده

روی درختانی که شکلِ دار بودند
مثل همان افسانه های سالخورده

یک آرمان شهرِ دروغ و باتلاقی
آذین شده با خانه های سالخورده

در هر خیابان دختری و دسته ای گل …
در دست این دردانه های سالخورده

دنیای سرد و اعتبار از دست داده
پر بود از دیوانه های سالخورده

در کوچه ها شعر مرا می خواند یک مست
مدهوش از پیمانه های سالخورده

در حسرت پرواز پیله می تنیدند
اطراف خود پروانه های سالخورده

عکس لاتی پسرانه

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.