عکس نوشته های زخم خورده داغون

در عکس نوشته های زخم خورده داغون شما همراهان عزیز سایت عکس نوشته می توانید مجموعه یک دست لاتی و داغون برای یک آدک زخم خورده از خودی و به اصطلاح خنجر در پهلو از عشق و یارش را با کیفیت عالی مشاهده کنید.

عکس نوشته های زخم خورده داغون

عکس نوشته های زخم خورده داغون

عکس نوشته آدم ویران شده و داغون به دلیل خیانت و نامردی

گریه ام ‌مانع این بغض دمادم نشود
اشک هم بر جگر سوخته مرهم نشود

یاد پر شور تو مانند طبیب است ولی
بی حضور تو کنون قافیه محکم نشود

باز لبخند تو در گوش نشسته است بیا
بی تو شادی جهان مانع بغضم نشود

قاصد مهری و پرواز تو بر بال خیال
محفل شعر و ادب بی تو مسلم نشود

چشم در راه خبر مانده به امید خدا
سایه مهر تو از محفل ما کم نشود

عکس نوشته داغون کننده داشت دروغ میگفت

غمش را برسرم آوار کرده
جفاها با دلم بسیار کرده

به تیر غمزه صدها کشته دارد
ولی این کار خود انکار کرده

عکس نوشته داغون کننده انسانیت رفت تو کما

اتاق خسته را خاموش کرده
به پلک پنجره اصرار کرده

صنوبر را اسیر باد مغموم
قناری را شکسته زار کرده

عکس نوشته داغون کننده بدترین درد

به کنج خلوت وادی حسرت
نشسته در بغل یک “تار”کرده

نگاه مهربان باغبان را
تبر با خشم خود تبدار کرده

عکس نوشته داغون کننده وقتی رفتی

همای بخت را پرواز داده
اسیر چرخش پرگار ک رده

به لیلا گفته شب زلف تو گشته
و مجنون را اسیر یار کرده

عکس نوشته داغون کننده خوشگل

فقیهی چون رخش در روز دیده
که روزه در نهار افطار کرده

نزد حرفی دل کس تا برنجد
نگاهش را کمی” تو دار “کرده

عکس نوشته داغون کننده روی پیشانی آدم ها

خدا داند جهانی را اسیر
عبارت های معنا دار کرده

به برگ نسترن شبنم نشانده
نوازش لاله را با خار کرده

عکس نوشته داغون کننده تلخ که باشی مگس دورت کمتره

سر طوطی چشمم را بریده
که افشا در جهان اسرار کرده

همان دم زلف را از رخ گشوده
که خورشید جهان را “تار” کرده

خیابان تا خیابان برگ هرکاج
گل لبخند خود ایثار کرده

عکس نوشته داغون کننده زمان خیلیارو  عوض کرد

امشب دوباره ساز دلم ساز می شود
چشم ستاره در غزلم باز می شود

باترکتازی از طرف لاله های سرخ
شیراز دل نمونه ی قفقاز می شود

یلدای گیسوان تو دراستعاره ها
پنهان ز چشم شاعر شیراز می شود

گاهی کلیدر است محبت زچشم تو
گاهی چو شعر سعدی و ایجاز می شود

در پرده می نوازی و مشتاق روی تو
بس بوعطاکه عاشق شهناز می شود

مژگان ماه می خمد از پشت ابرها
در باغ چشم های تو ابراز می شود

در باغ واژه های سپید و قصیده هم
هریک به شعر قافیه پرداز می شود

عکس نوشته داغون کننده سکانس تلخ یه دختره

الا بانو ، غزل دارم برایت
کنم صد واژه را امشب فدایت

دلِ شاعر فراوان از زن و مرد
یقین دارم همه کرده هوایت

بداهه جای تو کرده است خالی
به منزل هم بساخالیست جایت

به هوش آی و ببر نامِ پرستار
طبیبت بشنود باید صدایت

نبودی در گروه امروز و افسوس
نیامد در نظر شعرِ رسایت

فضای شعر و دفتر غم گرفته
همه دارند بر لبها دعایت

همه خواهند از درگاهِ ایزد
به صدقِ دل به صد حالت شِفایت

سلامت حاصل و باشد بلا دور
دهد فی الفور ، بهبودی خدایت

نظرات شما پس از بررسی و تایید مدیر نمایش داده می شود.