خانه » عکس نوشته جدید » عکس نوشته پروفایل » عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

در عکس نوشته های تاوان عشق شما کاربران عزیز سایت عکس نوشته می توانید عکس نوشته های غمگین و تلخ تاوات عشق را همراه با متن زیبا مشاهده کنید و …

عکس نوشته های تاوان عشق

تو
سنتور می زنی
من
موهایت را می بافم
عشق
زیر باران می رقصد
خیس می شود
خیس می شوم
انگار
در خواب گریسته ام
بیدار می شوم

عکس نوشته قلب منی

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

تو
نداشته منی…
وقتی
تو نباشی
به چه کارم می آید
این همه آسمان…

عکس نوشته اشک تو چشام بود

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

خستگی از حد گذشته چای ليوانی بريز
موی خود را باز کن بر روی پيشانی بريز

راهی ام قرآن بیاور، کاسه را پر اب کن
پشت من وقتی که داری حمد میخوانی، بریز

عکس نوشته تاوان عشق را دلم من داد

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

هنوز صبح نشده
بیدارم میکند
از خروس محله قوی تر است
خیالت!

عکس نوشته کویر تا آخر قصه کویره

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

کرده ای آرایش و الحق که محشرگشته ای
ست شده لب های قرمزچشم آبی آفرین

من وکیلم “شاه ماهی توی تورانداختم
گفت عاقد کرده ای خوب انتخابی آفرین

عکس نوشته شاد مردم حواس نیست

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

می خواهی بروی
برو!
نگو
زمان همه چیز را درست می کند
درخت که نیستم
در پاییز
گریه کنم
در زمستان
سبک شوم

عکس نوشته تو چرا بازنگشتی دیگر

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

کرده ای آرایش و الحق که محشرگشته ای
ست شده لب های قرمزچشم آبی آفرین

من وکیلم “شاه ماهی توی تورانداختم
گفت عاقد کرده ای خوب انتخابی آفرین

عکس نوشته نشستم کنار همون پنجره

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

می خواهی بروی
برو!
نگو
زمان همه چیز را درست می کند
درخت که نیستم
در پاییز
گریه کنم
در زمستان
سبک شوم

عکس نوشته حضورتو نیاز دارم

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

ما ز بالاييم و بالا مي رويم
ما ز درياييم و دريا مي رويم
خوانده اي انا عليه راجعون
تا بداني كه كجاها مي رويم

عکس نوشته خسته ام از اینگونه دوام آوردن

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

از رنج کشیدن آدمی حر گردد
قطره چو کشد حبس صدف در گردد
گرمال نماند، سر بماناد بجای
پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد

عکس نوشته مرا یادش نیست

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده اسرار فنا خواهی رفت
می نوش،ندانی از کجا آمده ای
خوش باش، ندانی به کجا خواهی رفت

عکس نوشته چمدان به دست

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر فنا در گذریم
با هفت هزار سالگان سر به سریم

عکس نوشته دلتنگی آدم را به خیابان می کشد

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

عکس نوشته خو کن به نتهایی

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

قومی متفکرند در مذهب و دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آنکه بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این

عکس نوشته دل شکستی

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

می خوردن و گرد نیکوان گردیدن
به زانکه برزق زاهدی ورزیدن
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
پس روی بهشت کس نخواهد دیدن

عکس نوشته ای دل تنها

نتوان دل شاد را به غم فرسودن
وقت خوش خود به سنگ محنت سودن
کس غیب چه داند که چه خواهد بودن
می باید و معشوق و به کام آسودن

عکس نوشته مثل مرد

قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
به زانکه طفیل خوان ناکس بودن
با نان جوین خویش حقا که به است
که آلوده به پالوده هر خس بودن

عکس نوشته دق می دهد بعضی حرف هایی که

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

عکس نوشته یه عکس یادگاری

عکس نوشته های تاوان عشق

عکس نوشته های تاوان عشق

یکچند به کودکی به استاد شدیم
یکچند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم

عکس نوشته از رنجی خسته ام که از آن من نیست

می خور که زدل کثرت و قلت ببرد
و اندیشه هفتاد و ملت ببرد
پرهیز مکن ز کیمیایی که از او
یک جرعه خوری هزار علت ببرد

عکس نوشته یار با او

بر من قلم قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش ز من چرا می دانند
دی بی من و امروز چو دی بی من و تو
فردا به چه حجتم به داور خوانند

عکس نوشته اگر میشه برگرد

عمرت تا به کی به خودپسندی گذرد
یا درپی نیستی و هستی گذرد
می نوش که عمری که عجل در پی اوست
آن به که به خواب یا به مستی گذرد

کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد
من مینگرم ز مبتدی تا استاد
عجز است به دست هر که از مادر زاد

عکس نوشته غم زده به سر تا پای قلب تنهام

ميدانم بانو
وقتي دلت مي گيرد
جلوي اينه مي ايستي
كمي ارايش
كمي عطر
و ………
كمي نيشخند مي زني به خودت
به دلتنگي هايي كه
برايشان نقاب مي دوزي
لباس رنگي ات را مي پوشي
موهايت را مي بندي
و چند دانه مرواريد
به بغض هايت مي اويزي
و در اخر
انقدر زيبا مي شوي كه
هيچكس شك نمي كند تو
خسته ترين زن دنيايي … .

 

Copyright Axneveshte.ir© 2018- All rights Reserved